اسماعيل ناظم
5
طب و طبيعت ( فارسى )
امّا معناى عمدهاى كه خصوصا در مباحث طبيعيات در نظر فلاسفه است ، همان معنى ( الف ) و ( د ) مىباشد ؛ چنانچه ابن سينا مىگويد : « طبيعت هر جسم ، همان قوهاى است كه حركت ، تغيّر ، سكون و ثباتى ، كه متكون در ذات اوست ، از او صادر مىشود » « 1 » . و صدر المتألهين هم پس از نقل اين عبارت ابن سينا ، چنين مىافزايد : « طبيعت ، قوهاى است كه در هر جسمى وجود دارد و حركت و سكونش به مباشرت آن قوه است » . « 2 » البته اين خلاصهاى از سخن ابن سينا دربارهء طبيعت است و الّا تفصيل سخن او به گونهء ديگرى است . او در اينباره مىنويسد : « امّا لفظ طبيعت به معنى بسيارى استعمال مىشود و آنچه بيشتر قابل ذكر است سه معنى است : يكى طبيعت به معنايى كه ذكر
--> متمدن متصف به علم است . طبيعت ضد هنر و صناعت است ؛ زيرا زيبايى طبيعى كه دست انسان بدان نمىرسد ، در مقابل زيبايى هنرى است كه بيانكنندهء عواطف و رؤياهاى هنرمند است . طبيعت ضد وحى است ؛ زيرا طبيعت انسان واقعى ضد طبيعت آرمانيى است كه وحى الهى مىخواهد بدان دست يابد . اولى فطرى و دومى اكتسابى است . و بالاخره طبيعت ضد نعمت الهى است . زيرا صفات ذاتى كه وجه تمايز انسان است ، غير از صفات قدسيه است كه نعمت خداوندى به انسان ارزانى مىدارد . 10 - حال طبيعى نزد روسو عبارت است از حال خيالى پيش از تمدن و زندگى اجتماعى منظم . 11 - فلسفهء طبيعت فلسفهاى است كه دربارهء ماده و احوال آن بحث مىكند . اين فلسفه در قرن نوزدهم ، نزد بعضى از فيلسوفان آلمان ، مخصوصا شلينگ و هگل ، يكى از اقسام فلسفه محسوب مىشود . و نيز فلسفهء طبيعت عبارت است از قول به ضرورت گردآورى طبائع عام و قوانين كلى ، كه در يك نظام واحد كلى شامل تمام طبيعت باشد . 12 - نظريهء طبيعت واحد ( Monophsisme ) عبارت است از قول به اينكه حضرت عيسى داراى يك طبيعت واحد است . 13 - طبيعت طابع و طبيعت مطبوع دو اصطلاح فلسفى مدرسى است كه بعد از ترجمهء آثار ابن رشد به زبان لاتين در اروپا رايج شد . مثلا طبيعت طابع در فلسفه اسپينوزا عبارت است از جوهر نامتناهى كه همان خداست ، از اين جهت كه او اساس هر چيزى و مبدأ هر عملى است و طبيعت مطبوع عبارت است از مجموع احوال و اعراض جوهر يعنى مجموع موجودات و قوانين كه امورى است غير متناهى . 14 - نظام طبيعت عبارت است از مجموعهء قوانينى كه ظواهر اشياء ادراكشدنى را تفسير مىكند ؛ و يا عبارت است از جريان يافتن حوادث مطابق قوانين معين . ( 1 ) . شفاء ، بخش طبيعيّات ، ج 1 ، ص 34 . ( 2 ) . اسفار أربعه ، ج 5 ، ص 249 .